تبليغاتX
تفاوط
تفاوط
شعر متفاوط
یک اجراي از پیش اعلام نشده
خوانش كتاب‌هاي عباس كيارستمي

محمد آزرم

بايد مطلقاً مدرن بود. قبول، «آرتور رمبو» گفته است، كيارستمي در آغاز كتاب «حافظ» تكرار كرده‌ است، اين هم قبول، اما «چطور بايد» را فراموش كرده است. شخصيت مرموز و رازبيني كه اديبان مي‌گويند به انگشت اشارت‌اش نگاه مي‌كنند و ماه را مي‌بينند و مي‌تواند از چيزهاي كهنه حرف‌هاي نو دربياورد، اين «چطور» را يا مطلقاً فراموش كرده است؛ يا عمداً پنهان. متن كهن، شعر كلاسيك سنتي، امري كه مدام در حال دور شدن از ما است، چطور معاصر مي‌شود، چطور مي‌توان فضا و فاصله‌اي را كه در حال افزايش است، با قرار گرفتن در فاصله‌ها و پراکندگی‌ها و حتی اغراق در این امر، پر كرد. ارائه چگونه اثري مي‌تواند
فاصله‌ای را که هم، زمان آن گذشته است و هم، زمان آن فرا خواهد رسید، پر كند. با تقطيع عمودي شعر كهن و انتخاب مصرعي يا بيتي در صفحه‌اي واقعاً مي‌شود تناقض‌ برشمرده را آشكار كرد يا به اثري نياز است كه زمان آن، نسبت به خودش متقدم و متاخر باشد. زمان، در آن قطعه قطعه شده باشد و با تمهيدي، پاره‌های آن به هم مرتبط ‌شود. كيارستمي كه شاعران مي‌گويند فردي مبدع است و بدون ديدن كارهايش مي‌دانند كه نكته‌اي در كارهايش هست، نگفته است بيت و مصرع‌هاي انتخابي‌اش از شعر كهن، چگونه با مدرن‌‌نمایی ظاهري، در درون اکنون قرار می‌گیرد. به تعبیری، متاخرترین وجه امر متاخر می‌شود در حالي كه ما را به شعر اكنون و اكنون شعر نمي‌آورد، به جایی می‌رساند که شعر، از آن گذشته است.
ببينيم مردي را كه زياد نمي‌گويد و از شعر معناي شعر را جدا مي‌كند و آن را مثل اخبار روزنامه مي‌خواند، چه طور بايد خواند: کیارستمی یک برند فرهنگی/ هنری است، کتاب‌هایی هم که منتشر کرده، از حافظ تا مولوی، کالایی هنری هستند با ارجاعی به ادبیات. وقتی این اشیای کالا شده را لمس‌ می‌کنیم، ورق می‌زنیم و بعضی از صفحات آن را می‌خوانیم، مطلقاً بايد ادبیات را فراموش کنیم تا هنری را که پنهان می‌کند، به یاد آوریم. اگر کیارستمی با متریالی غیر از کاغذ و بیرون از فرمت چاپ کتاب، این آثار هنری را ارائه می‌کرد، حتی با ظاهر کتاب، هر اثرش می‌توانست در موزه هنرهای معاصر یا حراج‌های هنری جهان حاضر شود. ادبیات هم، از احاطه کردن انسان معاصر ناتوان است و هم با انواع ژانرهای غیرادبی احاطه شده است؛ همان‌طور که عصر احاطه‌ی انسان با انسان به پايان رسیده است و شاهد احاطه‌ی او با اشيا به مثابه‌ی کالا هستيم. دیگر با افراد به صرف فردیت‌شان داد و ستدی در روزمره نداریم؛ هر مبادله‌ای که هست با «برند» است. و عباس کیارستمی از برند نام خودش آگاه است، از تکه تکه کردن ادبیات، کالای هنری خودش را با ظاهر سنتی‌ترین قالب ادبی می‌سازد و با تیراژ بالا عرضه می‌کند. مخاطب کتاب‌های ادبی به دنبال کسب هویت خود و کشف شباهت‌ها و تفاوت‌های اجتماعی، مشتری کالایی با برند جهانی کیارستمی در فرهنگ و هنر است و نمایش جذاب و مدرن او چنین امکانی را فراهم می‌کند. سری کالا/کتاب‌های کیارستمی، هم کامل کننده‌ی هم هستند و هم جامعه‌ای از کلمات کهن شده را نمایش می‌دهند که مفهوم حق انتخاب در آن برجسته است. مخاطب این آثار که خواهان برقراری ارتباطی پایدار و معنادار با گذشته‌ی فرهنگی خود است، احساس می‌کند که هر چه می‌خواسته، حاضر و آماده برای مصرف، در اختیار دارد و کافی است از کالا/کتاب‌های کیارستمی، بیتی یا عبارتی را «اس ام اس» کند تا جایگاه اجتماعی خود را در ارتباط با دیگران و در تصور آنان مشخص کرده باشد. همان طور که کیارستمی گفته است: «اگر بخواهید عشق‌تان را ابراز کنید، نفرت‌تان را ابراز کنید و یا منت بکشید، مطالب زیادی برای اس‌ام اس کردن در این کتاب هست. من با اس‌ ام اس آشنا نیستم وگرنه این کتاب را برایتان اس‌ ام اس می‌کردم. اس‌ ام اس زبان دوران ما است و ما نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. اس‌ام ‌اس تکلیف شاعران را مشخص می‌کند که کوتاه بنویسند و با ایجاز با مخاطب ارتباط برقرار کنند.»
مخاطبِ کالا/کتاب کیارستمی که در ارتباط با دیگران می‌خواهد بار فرهنگی گذشته را به اشتراک بگذارد و هویت خودش را نشان دهد، موجودی اجتماعی است که با مصرف ادبیات در بسته‌بندی اس ام اس، وارد فرایند تعامل با دیگران می‌شود. به این ترتیب جامعه‌ی مخاطبان، توده‌/کالایی است که فرهنگی با قابلیت اس ام اس شدن، هم فردیت آنان را محو می‌کند و هم با کالا انطباق‌شان می‌دهد و این یکی از جذابیت‌های نمایشِ کیارستمی است. کیارستمی با برند جهانی نام خودش در هنر، الگویی برای زندگی مصرفی مخاطب/ بازیگر این نمایش در جریان، ارائه می‌کند تا کالایی هنری با معیارهای هویتی برساخته همین کالا شکل بگیرد. حافظ و سعدی، نیما و مولوی صرفاً نامی برای کالا/کتاب‌های او هستند که تکه تکه شده‌اند تا هم واجد ارزشی مصرفی باشند، یعنی همین قابلیت «اس ام اس» يا «توئيت» شدن، و هم نمادی برای اوج‌های سپری شده‌ی شعر که با توسل به آن‌ها، نام‌های معاصر ادبیات را به عنوان تماشاچی و تایید کننده‌ی نمایش کیارستمی، ب‌توان گرد هم آورد طوری که کیارستمی بگوید: « باورم نمی‌شد که این گردهمایی پذیرش من در دنیای ادبیات باشد. اما وقتی امروز شما را می‌بینم خوشحالم که جسارت‌هایم در ادبیات مورد بخشش شما بوده است.»
حدود كالای هنری پیچیده‌تر و متمایزتر شده است. تكثير مي‌شود و چگونگي دسترسي، نمايش و معرفي‌اش همه تبديل به فرایندی اجرایی شده‌ كه خود شكلي از كالا است. به همین علت در بازارهای هنر خريد و فروش یا مبادله مي‌شود آن هم با ظاهری ملموس، نمادين و انعطاف‌پذير، مثل کتاب در کار کیارستمی که معناهای بسیاری دارد.
همه‌ی کنش‌ها و رفتارهای مصرفی در قبال کالای هنری، همه‌ی شیوه‌های دسترسی و دخل و تصرف به مثابه‌ی نمايشي از تسلط بر رمزگانی ارتباطي و گرايشی زيباشناختي فرض می‌شود كه بیشترین تقاضا را در مبادله‌های فرهنگی/ هنری دارد. مي‌توان ديد كه چگونگی استفاده از كالای هنری به ویژه آن كالایی كه متمایز تلقي مي‌شود، برای مخاطب/ مشتری، هویت‌ساز و استراتژي‌ کسب تمايز از عامه است.
ذوق و سليقه مخاطب/ مشتری نخست و پیش از هر چيز بي‌ميلي نسبت به سلیقه ديگران است. چرا كه کنش‌ها و رويه‌هاي فرهنگي، توان نشان دادن تفاوت و فاصله را از ویژگی‌های خود نمی‌گیرند و معناهای اجتماعي خود ويژه ندارند، بلكه این تمایز را از موقعيتي كه کنش و رويه فرهنگي در نظام اهداف و رويه‌هاي مطلوبِ مخاطب دارد، كسب مي‌كنند. بنابراین آشكار کردن منطق اجتماعي مصرف، نه با برقراری ارتباط مستقيم بين رويه و کنشی خاص، بلكه با تطابق‌ ساختاري بین سبك زندگي و موقعيت اجتماعي كه گروه‌هاي مختلف را متمایز می‌کند، عملي مي‌شود.
کیارستمی در ارائه سری کالا/کتاب‌های خود که بخشی از یک «پرفرمنس» با ریتم و زمان طبیعی است، طي چند سال اخير چنان کنش‌ها و واکنش‌ها نسبت به این آثار را مدیریت کرده است که مثل امری تلقینی، پذیرش داوطلبانه آثار و کسب مشروعیت برای حضور او در حوزه ادبیات فراهم شده و حالا نظر او با نظر شاعران و قصه‌نویسان طوری همپوشانی دارد که نظر او را نظر خود تلقی می‌کنند.
یکی از ویژگی‌های پرفرمنس کالا/کتاب‌های کیارستمی انطباق اجرا و تبلیغات است. اجرا با زمان طبیعی، به او امکان داده است تا هر رخداد و واکنشی نسبت به اثر را جذب پرفرمنس خود کند و از آن، تبلیغی اثربخش بسازد. حرف‌هايي هم كه درباره‌ي شعر و تكليف شعر بيان كرده است، از همين منظر قابل بررسي است. بر مبنای تئوری یادگیری، پیام تبلیغی هنگامی پذیرفتنی است که مخاطب آن را یاد بگیرد و بپذیرد. مثل اعتراض‌هایی که به ارائه کتابِ حافظ به روایت عباس کیارستمی شد و با توضیحات او و نقد و نظرهای دیگران به پذیرش کتابِ آتش ،جزئی از دیوان شمس او رسید.
تبلیغ، باید دیده شود مثل مراسم رونمایی کتاب و دعوت از چهره‌های سرشناس ادبی. تبلیغ باید درک شود مثل توضیحاتی که به استادان ادبیات داده شد که هدف از انتشار این کتاب‌ها تحریف شعر هیچ شاعری نیست و قرار نیست به این کتاب‌ها مثل نسخه‌‌ي تصحیح شده نگاه شود. تبلیغ باید یادگرفتنی، به یاد ماندنی و اجرا شدنی باشد؛ مثل واکنش کیارستمی در حذف کلمه روایت از دومین کتاب به بعد و انعکاس این مطلب در نقد و نظرها؛ همين طور مثل حضور شاعران و نویسندگان در مراسم رونمایی کالا/کتاب چهارم و تایید همه جانبه کاری که کیارستمی می‌کند بر مبنای برند جهانی نام او در هنر.
کیارستمی، تئوری روانکاوی قانع کردن در تبلیغات را ضمن اجرای پرفرمنس‌اش طوری به کار برده است که مخاطب/مشتری او به شدت سرگرم یافتن معنای پنهانی آثارش شده‌ است؛ مخاطب می‌خواهد بداند بر چه اساسی انتخاب‌های او از شاعران کهن انجام شده است و چه امر جدیدی در چیدمان انتخابي او از عبارت‌ها دیده می‌شود. شجاعت و اصرار کیارستمی در ادامه دادن به پرفرمنسِ زمان‌بر کالا/کتاب‌ها و رفع همه‌ی موانع فرهنگی که جایی در ذهن مخاطبان شعر کهن خانه دارد، الگویی برای یادگیری رفتاری نو در مواجهه با متون کلاسیک شده است. افزون بر اين، تبدیل اعتراض به استقبال، از طرف شاعران و نویسندگان، نشانه‌ای از حقانیت و درستی کار کیارستمی تعبير مي‌شود.
کیارستمی ضمن اجرای خواسته‌ی خودش می‌کوشد تا در مخاطب/مشتری احساس نیاز به کالا/کتاب‌ را پدید آورد؛ دلایلی که باعث می‌شود کالایی هنری مورد توجه قرار گیرد و خریداری شود، بسیار متنوع است. تعیین و شناخت انگیزه‌های مخاطب/مشتری مرحله‌ي مهمی برای کسب این اطمینان است که با ارائه کالایی هنری، انگیزه‌های متکثر مخاطب ارضا خواهد شد. در مراسم رونمایی کتابِ آتش، حرف‌های کیارستمی درباره‌ي اهمیت اس ام اس و کاربردی بودن کالا/کتاب‌های او مثالی برای پديد آوردن احساس نیاز در مخاطب است، که علاوه بر وجهه‌ي اهل کتاب بودن، بین گذشته فرهنگی و حال تاریخی موازنه برقرار کردن و پز دادن با امضای کیارستمی در اول کتاب، انگیزه‌ي جدیدی برای داشتن این کالا به وجود می‌آورد.
در موارد بسیار، کالاهای رقیب هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ ولی تبلیغات باعث پدید آمدن و برجسته شدن اختلاف می‌شود. همه‌ی کتاب‌هایی که از شعر حافظ، سعدی، نیما و مولوی منتشر شده است با انتخاب خود خواننده‌ی کتاب می‌تواند بیت‌هایی برای اس ام اس کردن فراهم کند. اما انتخاب کیارستمی که خلاقانه وانمود می‌کند در هر چیزی رازی هست، وجهی متمایز برای کالا/کتاب او می‌سازد که فقط و فقط برند جهانی نام‌اش در هنر، سازنده‌ی این توهم زیبا برای مصرف کننده است. ضمن این که مخاطب، بدون این که بداند بازیگر پرفرمنس کشدار و جذاب او هم هست. وقتی مخاطب/مشتری، هویت و عملکرد کالای هنری را جذاب می‌یابد، با خرید آن، هویت و عملکرد کالا را به خودش انتقال می‌دهد. به تعبيري کسب جذابیت و تمایز فرهنگی.
اگر كيارستمي از ابتدا اعلام مي‌كرد كه قصد دارد پرفرمنسي با ريتم زمان طبيعي اجرا كند و در آن كالا/كتاب‌هايي از شعر شاعران بسازد، هم فضاسازي‌هاي تبليغي را از دست مي‌داد و هم بازي واقعي مخاطبان در اجرا را. هوشمندانه‌ترين روشي كه به كار گرفته شده همين بي‌خبري مخاطبان از حضورشان در يك پرفرمنس اعلام نشده است. براي اين اجرا، كيارستمي بايد تمام حواس‌ها را متوجه سري كتاب‌هايي مي‌كرد كه خود اجراي ديگري از كلام شعر به مثابه‌ي مواد حاضر آماده است. براي حفظ حضور واقعي مخاطب در طي زمان بسيار كشدار پرفرمنس، خود كيارستمي هم بايد مثل ديگرانِ بي‌خبر از ايده پرفرمنس، سرگرم آماده كردن كالا/كتاب‌ها مي‌شد. به همين منظور تمركز تبليغات روي سري كالا/كتاب‌ها و مديريت بازخورهاي آن به مثابه‌ي استراتژي استمرار پرفرمنس در زماني طبيعي، تا به حال كمك كرده است كه مخاطب همه‌ي حواس خود را متوجه كالا/كتاب‌ها كند و گمان كند شاهد نوسازي امر كهن به ياري كالايي است كه تا پيش از برچسب برند جهاني نام كيارستمي، به آن گزيده‌ي شعر گفته مي‌شد. حالا با توجه به نقد و نظرهاي چند ساله و صحبت كيارستمي مبني بر كاربردي بودن اين كتاب‌ها به عنوان محتواي اس ام اس، مي‌توان گفت همه‌ي مراحل رواني تبليغات موثر صورت گرفته و مخاطب/مشتري استدلال‌ها را پذيرفته و اقناع شده است.
اگر ‌پذيريم كه مخاطب، سري كالا/كتاب‌ها را به عنوان حقيقتي انكارناپذير تلقي كرده است، براي پذيرفتن پرفرمنسي كه مخاطب و بازيگر آن هستيم بايد به انگيزه‌هاي اجرايي كيارستمي و استراتژي اجرايي‌اش توجه كنيم. پرفرمنس سري كالا/كتاب كيارستمي‌ ایده‌ا‌‌ي هوشمندانه است كه با مهارتی کامل و تخیلی زیرکانه در حال اجرا است ولی مخاطب زمانی می‌تواند به حقيقت آن اطمینان داشته باشد که اين قيدها در استدلالي كه از اجرا می‌شود، بروز پیدا کند‌. هنرمندي با برند جهاني به نام عباس كيارستمي ريتم كشدار زندگي و كالايي فراهم آمده از مواد حاضر آماده را كه اين‌جا كلام شعر است، همراه با همه‌ي مراحل فرايند چاپ و توزيع كتاب به کار برده است تا ذهنيتي ساخته شود مبني بر نوسازي امر كهن، با برداشتن تكه‌هايي از كلام و تقطيع عمودي آن و تبليغ ايده‌هايي تقليل‌گرا با ظاهري كاربردي نظير روشن شدن تكليف شعر با رسانه‌اي مثل سيستم پيام كوتاه. طرح چنين تعريفي از شعر صرفاً ترفندي براي ايجاد فضايي چالشي پيرامون كالا/كتاب‌ها و بسط تخیلی اجرايي است، وگرنه مصرفي كردن شعر كهن نيازي به اين همه تبليغات ندارد. ایده‌ي اتکایی پرفرمنس، شايد امكان ساختن، اشاعه و قبولاندن تعريف‌هايي باشد كه به ادبيات برچسب مي‌شوند بدون اين كه ارتباطي با آن داشته باشند. روش پردازش ايده و اجرايي كردن آن به ويژه در پرفرمنسي كه با ريتم زمان طبيعي ادامه دارد، امري تعیین کننده است.
گفتيم كه یکی از ويژگي‌هاي جالب توجه در پرفرمنس كالا/كتاب كيارستمي، تبلیغات است. ارزیابی اثربخشی تبلیغات مشخص مي‌كند هزينه‌ي مادي، وقت و انرژي‌اي كه صرف آن شده چه قدر به هدف‌هایی که براي پرفرمنس تعیین شده بود، نزديك است. نکته‌ای که بیش از هر چيزي در اين پرفرمنس باید به آن توجه شود، جزییات پیام تبليغي است كه علاوه بر استمرار بخشيدن به ارائه كتاب‌هاي بعدي و توجيه منطقي آن، ايده‌ي اصلي يعني خود پرفرمنس را پنهان كرده است. تبليغات در اين اجرا، خود اجرا را مخفي مي‌كند تا توجه مخاطب/مشتري صرفاً معطوف به كالاي هنري شود كه قابل خريدن است اما خود اجرا كه در آن زندگي و زمان مخاطب با اثر اجرايي در حال مبادله است، مثل راز پوشيده مي‌شود. بدون اين راز، كل كالا/كتاب‌ها هنري حاضر آماده براي انزوا/ارتباط است. كتاب كه نماد انزوا و فرديت است به سيستم اس ام اس كه نشانه‌ي انزواي جمعي و ارتباط است، متصل مي‌شود. تبليغات در اين پرفرمنس همان‌قدر كه به آشكار كردن جزييات مي‌پردازد، كل را پنهان مي‌كند. كيارستمي، نه با رسانه‌ا‌ی متاخر، بلكه فقط با پرفرمنسي که زمان را رعايت می‌کند و همه‌ی آن را به اثر خود تبدیل می‌کند، معاصر بودن خود را به رخ می‌کشد. با پنهان كردن اجرا در خود اجرا است که چیزی به زمان اضافه می‌شود؛ و به دیگر زمان‌ها سرايت می‌کند.

اگر گفته شود خود كيارستمي هرگز از ايده‌ي پرفرمنس باخبر نبوده است و ممكن است با خواندن اين نوشته از آن آگاه شود، خواهم گفت اين امر چيزي از ارزش پرفرمنس كالا/كتاب‌ها كم نمي‌كند؛ چرا كه كالايي هنري پديد آمده است كه تا پيش از اين نوشته نامي نداشته است، پیش از نامیدن موجود نبوده است. كار نوشتن، ناميدن به مثابه‌ي موجود كردن امر ناموجود است، پس به نام اين نوشته، ثبت‌اش مي‌كنيم.


2  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 16:20   محمد آزرم