يا محولالحول و حوش اين حرفها و
اينجور هوا را گلآلود كرده از باران ماهي بگيرد با تقويمهاي معلق در
يا تبديلكننده دلها به علاوه
باران چسباندن به اتخاذشدگان گيراست به هر حال حالنا
بيمقدار يا به هر تركيب مي كنيم روز و شب را در بخشهاي فعلياش
داشت آدم به شمار ميآمد از مراحل ميرفت به لحاظ
ابتدايي بگرداند در مثال ظاهر شد يا محو هول شدنم هوش از سرم
رباينده دستگير نميشود تبديل ميشود به علاوه تركيب ميشود
حواس به آخرش روندهتر است شونده جاي خود به هر حال حالنا