تبليغاتX
تفاوط
تفاوط
شعر متفاوط
سفري فلسفي به فضا
 

محمد آزرم

حقيقت براي هر فردي، چشم‌اندازي است كه از آن به درون، بيرون و پيرامون «خود» نگاه مي‌كند. انسان‌هايي كه بتوانند چشم‌اندازهاي زندگي روزمره خود را تغيير دهند، قادرند حقيقت‌هاي چندگانه و خودهاي متكثر را در فكر و زندگي  تجربه كنند. سفر به فضا در حال حاضر همان قدر كه مي‌تواند علمي/ تفريحي باشد، امري فلسفي هم هست. سفرفضايي امكان تغيير در چشم‌انداز‌ها و الگوهاي ذهني است.

 

«انوشه انصاري» بيست ميليون دلار هزينه كرد، به يك سفر فضايي هيجان‌انگيز رفت، يازده روز آن‌جا بود و با تجربه يك زندگي كاملا جديد و فراموش نشدني به زمين برگشت. وقتي مي‌نويسم آن‌جا، خودبه‌خود موقعيت در زمين بودن را نشان مي‌دهم. زمين براي من مساوي اين‌جا است. فرصت ديدن زمين از «بيرون» ، فرصت اشاره به آن از دور، چيزي نيست كه به اين زودي و سادگي براي همه انسان‌ها امكان‌پذير شود. تا وقتي روي زمين هستيم و زميني و سياره‌اي فكر مي‌كنيم، نمي‌توانيم بگوييم: آن‌جا را نگاه كنيد! كره زمين! نمي‌توانيم جايگاه زندگي انسان‌ها را از دور و يك‌جا ببينيم. تازه به شرطي كه صرفا چشم‌اندازي محدود و محلي نداشته باشيم. انصاري اين فرصت را داشته كه موقع گردش فضاپيما، كل سياره را تماشا كند بدون اين كه نگران عبور از مرز كشورها بدون اجازه از آن‌ها باشد. شايد غذا خوردن را بر فراز يك قاره شروع كرده و در قاره‌اي ديگر به پايان برده. شايد هر بار كه از روي خاورميانه گذشته، ياد تمدن، تاريخ و خاستگاه انسان افتاده. ياد همه آدم‌هايي كه در طول تاريخ بر سر آب و زمين با هم جنگيده‌اند و مرگ‌هاي بسياري را براي هم به ارمغان آورده‌اند؛ در حالي كه سياره زمين بايد مكاني براي يادآوري و گرامي‌داشتن زندگي نسل انسان باشد. قرار گرفتن در يك موقعيت استعلايي فضايي نسبت به موقعيت روزمره، محلي و سطحي، حس مالكيت انسان را هم تغيير مي‌دهد. ديگر مرزهاي جغرافيايي خاصي، مورد توجه و علاقه فرد قرار نمي‌گيرند؛ كل زمين، كل اين «هستي در آن‌جا» خواستني مي‌شود. اين خواستن، صورتي از خودخواهي هم هست. انگار توانسته باشي با فاصله گرفتن از خود، خود را تماشا كني. كل خودت را در كل سياره و كل سياره را در كل فضا ببيني. اگر انسان‌ها همه مي‌توانستند سياره‌شان را از چنين موقعيتي ببينند، شايد جنگ‌هاي نژادي، مذهبي، مليتي و زباني را كنار مي‌گذاشتند. چرا كه جنگ بر سر خطوط مرزي و برتري‌طلبي‌هاي فرضي از چشم‌انداز جديد واجد هيچ معنايي نيست. اين مفاهيم فقط در سطح زمين معنا دارند. در فضا اين معناهاي سطحي نه ارزشي دارند و نه نشانه ارزش‌ هستند. الگوهاي ذهني در سطح، فقط جزييات را درك مي‌كنند؛ بدون اين كه به ارتباط بين آن‌ها توجهي داشته باشند. آنچه اهميت دارد به دست آوردن هر بيشتر اين جزييات است. اما الگوي ذهني‌اي كه از دور و با فاصله كليات را درمي‌يابد، ارتباط‌ها را هم كاملا در نظر مي‌گيرد. كل‌ها در ارتباط با هم و درون هم مي‌بيند. پس بيست ميليون دلاري كه انوشه انصاري هزينه اين سفر فلسفي كرده، واقعا ارزشش را داشته است.

2  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 7:29   محمد آزرم