تبليغاتX
تفاوط
تفاوط
شعر متفاوط
پايتخت شورش‌ها
 

محمد آزرم: سالروزها هميشه خاطره‌اي، حادثه‌اي يا حتي تاريخ ديگري را يادآوري مي‌كنند؛ نشانه غياب امري هستند كه در گذشته اتفاق افتاده؛ معبري هستند براي پيوند خاطرات گذشته با واقعيت‌هاي امروز.
 

اما اولين سالروز شورش اكتبر 2005 فرانسه، جز ايجاد اضطراب در مقامات انتظامي و امنيتي فرانسه، يك ويژگي ديگر هم داشت؛ در سالروز خشونت‌ها، خشونت‌هاي بسياري اتفاق افتاد. از خاطرات حرفي زده نشد، در عوض اجراي جديدي از آن با ابعاد كوچك‌تر، نمايش داده شد. اضطراب يادشده هم البته نشان‌دهنده عدم اطمينان مقامات حكومتي از پايان شورش سال 2005 بود و هست.

Revuelta estudiantil de 1968

 امري را پنهان كرده‌اند، ناديده گرفته‌اند اما نتوانسته‌اند باعث غياب آن شوند و حالا اين امر با شدتي بيشتر و با نيرويي ويرانگر، مي‌خواهد حضور خودش را به رخ بكشد. نسل دوم مهاجران عرب- آفريقايي كه به هر حال فرانسوي محسوب مي‌شوند، براي گوشزدكردن واقعه سال قبل به سيستم حكومتي فرانسه، نه به تظاهرات آرام اكتفا كردند و نه بر مزار دو نوجواني كه شورش با مرگ آنها آغاز شد، دسته‌گل گذاشتند؛ در عوض، 300دستگاه اتومبيل را به آتش كشيدند.

يك واقعه آنارشيستي را به جاي ارج‌نهادن به خاطره آن - كه بيان ديگري از «غياب» است - با تكرار آن، گرامي داشتند. فرانسوي‌هاي عرب-آفريقايي اگرچه نمي‌توانستند عينا خود آن واقعه را تكرار كنند(واقعيت فقط يك بار اتفاق مي‌افتد) اما بياني از ادامه «حضور» آن ارائه كردند.


در 27 اكتبر 2005 دو نوجوان فرانسوي كه متعلق به جامعه مهاجر عرب-آفريقايي بودند، از دست پليس فرار كردند اما در اثر ترس، وارد يك ايستگاه برق فشار قوي شدند و نتوانستند از دست مرگ فرار كنند.

 در پي اين واقعه، شورشي از حومه شمالي و مهاجرنشين پاريس آغاز شد و با گسترش به ديگر شهرها، بخش وسيعي از فرانسه را در بر گرفت. در جريان اين درگيري‌ها بيش از 10هزار دستگاه اتوبوس و اتومبيل و بيش از 300دستگاه ساختمان در آتش سوخت و از بين رفت. عوامل اصلي اين شورش هم نوجوانان زير 18سالي بودند كه بي‌محابا و خشمگين و با خشونت تمام، تنفر خود را از وضعيت موجود مهاجران و مرگ دو نوجوان يادشده ابراز مي‌كردند.

مكان اين شورش و محدوده سني شورش‌كنندگان براي بسياري، تداعي‌كننده شورش دانشجويان در ماه مه 1968 پاريس بود. اما وقايع 1968 كه با شعارهاي سوررئاليستي همراه بود، با شورش اخير، تفاوت مهمي دارد. دانشجويان هنگام شورش اجتماعي در سنگرهاي 1968 شعار مي‌دادند: «مرگ بر آموزش/ زنده باد تخيل» و «مرگ بر سوسيال‌رئاليسم/ زنده باد سوررئاليسم».

سوررئاليست‌ها نه مثل «ماركس» مي‌خواستند دنيا را تغيير دهند و نه مثل «آرتور رمبو» زندگي را؛ مي‌خواستند واقعيت را عوض كنند. در پي ويرانگري نبودند؛ مي‌خواستند با واقعي‌كردن تخيل، واقعيتي فراتر از واقعيت موجود بسازند كه نه مرزي با رؤياها دارد و نه منافاتي با آنها. نوجوانان فرانسوي عرب-آفريقايي اما كاري به تخيل ندارند؛ مي‌خواهند واقعيت موجود را از پايه نابود كنند.

 حضور آنها در كشوري كه والدين‌شان به آن‌ مهاجرت كرده‌اند، ناديده گرفته شده؛ پس مي‌خواهند با حضور ويرانگر خود، نظام موجود اين كشور را مختل كنند. شورش 2005 گرفتار تقابل‌ دوتايي حضور/غياب شده، در حالي كه شورش 1968 قيامي براي برداشتن تقابل دوتايي رؤيا/واقعيت بود. پاريس باز هم شورش خواهد كرد و «ايفل» ناظر آن خواهد بود.

 

2  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 8:28   محمد آزرم