خوانش شعرهای کلاوس برمر
محمد آزرم
شعر كانكريت، شعری است نوشتاري همراه با جنبههاي فيزيكي كلمات. هنگامي رخ ميدهد كه كيفيتهاي فيزيكي كلمات معنايي افزون بر معناي لغتنامهای آن بگيرد. منظور از كلمه كانكريت، ارجاع به اين ويژگي شکلی است که نمیتوان در آن، وجوه انضمامی یا پیوستگی ظاهر و معناهای شعر را نادیده گرفت یا از هم جدا کرد. شعر كانكريت گاهی با برخي نامهای دیگر بيان ميشود و ممكن است، شعر ديداري، لتريسم يا نامي نظير اينها به خود بگيرد که هریک بازگو کننده وجهی از شعر کانکریت است. در برخي نمونهها ظاهر كلمات بر ادبيت سنگینی ميکند که به علت اهمیت وجه دیداری شعر، پذیرفتنی است. این که شعر کانکریت را شكلي انتزاعي دانستهاند كه بيشتر اكسپرسيونيستي است تا كوبيستي، نادرست نیست، اما شعر کانکریت همان قدر که به ظاهر و حالت بیرونی شعر توجه دارد، به فضاسازی و ابعاد معنایی کلمات هم میپردازد. ساختار كلمات در شعر کانکریت بايد معناي شعر را كامل كند. با این مقدمه راهی باز میکنیم به شعر آوانگارد آلمان پس از جنگ دوم جهانی. جایی که به هنرمندان جهان نشان داد پس از «آشوویتس» هم میتوان شعر نوشت حتی اگر «تئودور آدورنو» باورش نشود.
شعرهاي پس از آشوويتس